این روزها گاهی دلتنگ میشوم....گاهی بغض میکنم...اما گاهی چنان شادم که به آسمان میرسم....
این روزها زندگی مسیر جدیدی برای من در نظر گرفته و با سیاست مخصوص خودش مرا از شهربانی راهی اردبیل کرده
اردبیل شهر چشمه های آب گرم با آب و هوایی عالی شهر زیبا و صمیمی
اما دلتنگم میمند من....
دلتنگ خانواده ،خاطراتم،دوستانم......و دلم سخت بوییدن را می خواهد ،بوی گل های محمدی،نسترن های سفید،بید مشک های عاشق،بابونه های فروتنت...و غرق شدن میان لاله های وحشی ،گل های کبک....
مزه ماس سیب ترش،بادوام و.....
میمند من، من برخواهم گشت..با کوله باری از تجربه،فن و دانش
پس تا آمدن من مراقب زیبایی هایت باش

دلم لبریز حرف عاشقونس
وچشمانم برایت غرق خونس
به لبهای خودم تحویل کردم
دودستانی که زیر سقف خونس
سال 93هم باتمام خوشی ها ونا خوشی هاش گذشت...
وبه قول معروف چقدر زود دیر می شود
همین دیروز بود که اومدیم...وهمین امروز را زندگی میکنیم...
وفردا...خواهیم رفت...آه...
فقط خواستم بگم تا دیر نشده...مراقب خوبی هاتون باشید..
سال نوتون مبارک

دل آدما مث یه کاغذ سفید میمونه این دست توئه که چه چیزی روش حک بشه
گاهی میتونی اون رو مث یه کاغذ باطله له کنی
ولی اینو یادت باشه که هیچوقت نمیتونی اونومث اولش کنی
پس مراقب دل آدما باش

گریه هایم اوج ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پشیمانیست حرفش را نزن
در سوت لحظه هایم مانده ام اینجا غریب
من سکوتم اوج حیرانیست حرفش را نزن